تبليغاتX
دانشجویان آزاد اندیش
 
دانشجویان آزاد اندیش
 
 
وبلاگ خبری ، فرهنگی ، اجتماعی ،انتقادی ، طنز و ... دانشجویان دانشگاه خانه کارگر قائمشهر
 

 

 

سلام , سلام , سلام

اصلا 1792 تا سلام واسه جبران اینهمه غیبت و تاخیر , من که در کل هیچ وقت مقصر نیستم و مقصر اصلی این دوتان(به طور کل تمامی تقصیرای دنیا گردن آقایونه !!!!!!!)

حالا هم با دستای پر اومدم با دستای پر از تبریک!!!!!!!!!!!  خوب حالا یه نفس عمیق بکشین و خودتونو واسه شنیدنش آماده کنین( کی میره این همه راهو ؟!)

اولین تبریک رو تقدیم میکنم به خودم به مناسبت فرخنده سالروزه میلادم (درسته که گذشت اما خوب چه میشه کرد؟؟ مگه میشه هدیه های شمارو قبول نکنم؟!)

تبریک دوم به مناسبت سپندار مزد روز عشاق ایرانه که تبریک این روزو با یه سبد ستاره تقدیم میکنمش به تو دوست عزیز و عشقت . . .

تبریک بعدی هم که مخصوصه شخص شخیصه سرباز جاوید عزیزه؟! خوب آخه چند روز پیش تولد اونم بودش دیگه( من با کمال میل هدیه های مربوط به اونم قبول می کنم!!!)

آخرین تبریکم یه تبریک پیشاپیشه واسه حضرت والا سیاه پوش عزیز نه که چند روز دیگه تولد اونم هست گفتم بگم که نگن بین این دوتا  فرق می زاری؟؟؟؟ ( یه لحظه احساس کردم در نقش مادر ظاهر شدم!!)

 

آرزو میکنم که همه شما به آرزوهاتون برسید

 

- مخمل -

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 0:34  توسط سیاه پوش  | 

 

 

ذهن ما باغچه است

گل در آن باید کاشت

و نکاري گل من

علف هرز در آن می روید

زحمت کاشتن یک گل سرخ

کمتر از زحمت برداشتن

هرزگی آن علف است

گل بکاریم بیا

تا مجال علف هرز فراهم نشود

بی گل آرايي ذهن

نازنین ؛

                             نازنین ؛

                              نازنین

 

هرگزآدم ، آدم نشود

 

                                     ـ مخمل -

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 23:6  توسط سیاه پوش  | 
 

دروود......

 

در آرامگاه کورش نبشته اي از خود او خطاب به آيندگان وجود دارد که به اين شرح است:

اي مرد هرکه باشي و از هرکجا که آمده باشي زيرا مي دانم که خواهي آمد..........

 منم کورش، شاه شاهان ، شاه کشورهاي مختلف که اين سلطنت و کشور با عظمت را براي پارسيان فراهم آورده ام.بنابراين براين مشتي خاک که مرا در بر گرفته است بخل مکن.......

 

 

black_knight_iran@yahoo.com

سیاه پوش

 |+| نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 23:14  توسط سیاه پوش  | 

وطلوع و سحر

و فروغ واثر

وچراغ شب يلداي كسي باش گلم

 

وبهار ونسيم

ونگار و نريم

و دل آرم  و تسلي كسي باش گلم

 

ابر شو 

باران شو

برف كوهستان باش

ياري پنهان باش

چشمه جاري صحراي كسي باش گلم

 

زندگي درياي است

گاه موجي در آرام

گاه موجي در اوج

با دلي درياي

زورق و ساحل درياي كسي باش گلم

 

اختريكن هر شب

روشني كن هر روز

ياوري كن هر دم

ماه و خورشيد كسي باش گلم

قهرمان غم و كم هاي كسي باش گلم

 

مجتبي كاشاني

((سرباز جاويد))

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 12:36  توسط سیاه پوش  | 

 

سلام به دوستان عزيز

 

امشب مي خوام  باهاتون دردودل كنم يا بهتر بگم از دست اين دوتا پيشتون شكايت كنم، چند وقت پيش ما 3 تا يه كاري رو با هم كرديم ويكي از استادامون مارو ديد (بهتر بگم ما استادو ديديم اونم چه ديدني!)

جلسه بعد كه باهاش كلاس داشتيم اين دوتا نيومدن و استاد مذكور هم چندتا متلك بارم كرد( نگران نباشيد منم تو جواب سنگ تموم گذاشتم) وقتي كه به اين دوتا گفتم روم به ديوار گلاب به روتون قاطي كردن و قرار شد كه انتقام منو از استاد بگيرن حالا شما فكر مي كنيد چيكار كردند؟

هيچي،ديگه سر كلاس اون استاد نيومدن البته سياه پوش يه كار خيلي خيلي مهم داشت كه نتونست بياد(البته اينم دليل قانع كننده اي نيست!) اما اين جناب سرباز جاويد كه به من ميگه سه پايه ملاحظه كرديد كه چي كار كرد!

حالا هم كه بهش گفتم كه ديگه بابت هيچ كاري روش حساب نمي كنم ( البته به جفتشون گفتم) از دستم اساسي ناراحت شده و حالا هم باهام قهر كرده(از اون قهرا كه با هوار هزارتا لپ لپ اردكي هم آشتي نمي كنه)

حالا تكليف من با اين دوتا چيه؟؟

 

هميشه موفق باشيد

 

                                                            ـ مخمل ـ

 

 

 

 |+| نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 20:55  توسط سیاه پوش  | 

نگو از گل ، نگو از يخ
 كه در پاييزم
 نگاهم كن ، نگاهم كن
 چه دردانگيزم 


 با من نه گل ، نه آواز
 نه آسمان ، نه پرواز

 گل مرده ي آوار برگم
 پاييزي ام ، هم فصل مرگم


 اگر در شب ، اگر در باد
 اگر در اشك مي رويم
 كدامين گل به كدامين باغ ؟
 من از پاييز مي گويم


 اگر ماهم ، اگر خورشيد
 اگر هم بغض باران
 همه عشقم همه بخشش

 از اينجا تا بهاران

 

سرباز جاويد

 |+| نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 11:57  توسط سیاه پوش  | 
 

  درود بر یاران

  خدایان تنها میگریند و تنها میمیرند.

                                                 «سیاه پوش»

 

سکوت را دوست دارم بخاطرابهت بي پايانش...

     فرياد را ميپرستم بخاطر انتقام گمگشته در عصيانش..

            فردا را دوست دارم بخاطر غلبه اش بر فلک کجمدار...

              پائيز را مي پرستم بخاطر عدم احتياج ,عدم اعتنايش به بهار.....

     آفتاب را دوست دارم بخاطروسعت روحش.. که شب ناپديد مي شود تا ماه فراموش کند حقيقت تلخي را که از او نور ميگيرد ...

      زندگي: ايده ال  من است و من آن را تقديس ميکنم  به خاطر اينکه  روزي  هزار بار نابودش مي کنند........................ اما هرگز........هرگز....هرگز نمي ميرد .

 

پاینده باشید.

بدروود.

 

black_knight_iran@yahoo.com

سیاه پوش

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 2:45  توسط سیاه پوش  | 

 

 

   هفت نصيحت مولانا

 

 -گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)

 -باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

 -اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)

 -وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

 -متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

 -بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )

 -اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )

   

 

امیدوارم خوشتون اومده باشه .

بدرود

 

 

                  black_knight_iran@yahoo.com

                            

                                « مخمل »

 |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 6:46  توسط سیاه پوش  | 

 

 

  

  با سلام خدمت همه عزيزان

 

 و سلام به سياهپوش عزيزم كه نيدونم اين چند روزه چش شده و سلام مخصوص من براي سرباز جاويد عزيز( تو خوبي ديگه اره؟)

من اومدم بگم كه هرتهديدي  كه شدي حقته  بايد بيشتر ازاينا هم تهديد مي شدي تازه كجاشو ديدي داداشيم هنوز خبر دار نشده پس بهتره هر چه زودتر تكذيبيه اون جملات بي ادبانتوبنويسي درغيراين صورت عواقب بعدي حركات و حرفاي من اصلا دست خودم نيست (اينو كه خودت بهتر از هركسي مي دوني) به طور حتم ميكشمت(در اولين فرصت ممكنه پس اينورا آفتابي نشو) حالا تو غذات سم بريزم،خونت بمب گزاري كنم يا اينكه تروريست اجير كنم( خودت مي توني يكي از اينا رو انتخاب كني، اينم واسه خاطر اينكه نگن من خشنم)

 

پاينده باشيد.

 

                                        

                                       black_knight_iran@yahoo.com

                                       « مخمل »

 |+| نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 6:29  توسط سیاه پوش  | 
 

عليك سلام به همه :

خدمت دوستان عزيزعرض كنم من از اون روزي كه مقاله دادم تو وبلاگ كلي ايميل تهديد آميز   واسم فرستادن يه چند نفري هم تهديد كردن منو تو قسمت نظرات ميتونيند بريد ببينيد .

آقا جون من از همين جا و همين مكان اعلام ميكنم اينجا يه وبلاگ آزاد و هيچكي منو تهديد نكنه  اگه هم كرد خوب كرده ديگه چي كارش كنم ! !

اين  مخمل  خودش كم بود رفته حالا فاميلاشو هم آورده ؟

شما خجالت نميكشين چند نفر به يه نفر  ؟ ها

اگه حرفي داري  تو وبلاگ بزن چراتهدديد مي كني آقا ؟

يكي از دوستان به اسم ملوسك گفته قضيه منو سياه پوش جان (عزيزمي) مثل داستان روباه دمش ميمونه !

من از همين تريبون از سياه پوش عزيز ميخوام يه مقاله بده قضيه رو روشن كنه و موضع خودشو اعلام كنه !

   دوستون دارم ...

 

sarbaz_javid21@yahoo.com

سرباز جاويد

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 22:40  توسط سیاه پوش  | 
 
  بالا